قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2843
تاريخ الفي ( فارسى )
پيش سلطان محمود لشكرى بسيار گرفته آمد و بصره را از علىّ بن سكمان بازگرفت . « 1 » و از جمله غرايبامورى كه در اين سال روى نمود آنكه ابن جوزى از تاريخ حمزة بن اسد بن علىّ بن محمّد تميمى نقل مىكند كه در اين سال ، در حوالى بيت المقدس ، قبور متبركهء حضرت ابراهيم خليل و اسماعيل و اسحاق ، عليهم السّلام ، ظاهر گرديد ؛ و خلايق بسيار مشاهده نمودند كه اصلا و قطعا تغيير و تبديل به اجساد مطهرهء ايشان راه نيافته بود ؛ و قنديلهاى طلا و نقرهء بسيار در اطراف و جوانب قبور شريفهء ايشان [ 9 الف ] مىنمود . و العلم عند اللّه . و از جمله وقايع اين سال آنكه دبيس بن صدقه ، قاضى ابو جعفر عبد الواحد بن احمد ثقفى را ، كه قاضى كوفه و بلاد مزيديه « 2 » بود ، نزد امير ايلغازى جهت خواستگارى دختر او فرستاد . امير ايلغازى قاضى مذكور را به اعزاز و اكرام تمام پيش آمده دختر خود را به نكاح امير دبيس بن صدقه درآورده با اسباب و اموال به حلّه فرستاد . هم در اين سال ، سلطان سنجر امير مجاهد الدّين بهروز را باز به شحنگى بغداد فرستاد ، و نايب دبيس بن صدقه از شحنگى آن شهر معزول شد . و در ماه ربيع الاوّل اين سال ، از اعيان وزرا ، ربيب الدّوله « 3 » ، كه مدتها وزير سلطان محمود بود و قبل از اين ، در سال سابق ، عزل او مذكور شد ، وفات يافت . و پسر ربيب الدّوله ، كه وزير مسترشد باللّه بود ، در اين سال از وزارت او معزول شد ، و به جاى او عميد الدّوله ابو علىّ بن صدقه به منصب وزارت خليفه مسترشد باللّه سرافراز شد ، و او را ملقّب به « جلال الدّين » گردانيد . و از اعيان علماى مذهب حنبلى ، ابن عقيل ، علىّ بن عقيل بن محمّد ابو الوفا - كه از بعضى تواريخ چنين معلوم مىشود كه مصنّفات او زياده از چهار صد كتاب است - در صبح روز جمعه ماه جمادى الاوّل اين سال ، وفات يافت . مدّت زندگانى او از هشتاد سال زياده بود ؛ و تا آخر عمر هيچيكى از حواس ظاهر و باطن او ضعيف نشد . حنبليان ناقص العقل به واسطهء آنكه
--> ( 1 ) . علىّ بن سكمان پس از ورود پيروزمندانهاش به بصره ، در نامهاى اطاعت خود را از آقسنقر بخارى اعلام داشت ؛ ولى چون آقسنقر به درخواست وى مبنى بر نيابتدارى در بصره جواب مساعد نداد ، وى كارگزاران و نايبان آقسنقر را از بصره بيرون كرد و بالاستقلال بر شهر تسلط يافت . ( 2 ) . منظور حله بنى مزيد ، شهرى بين كوفه و بغداد است . ( ياقوت ذيل حله ) ( 3 ) . وى عماد الدّين ابو منصور ربيب الدّوله ، پسر ظهير الدّين ابو شجاع محمّد بن حسين همدانى وزير ، است كه مدتها در وزارت القائم و المقتدى سر مىكرده ، و مردى فاضل و متديّن و ورع بوده است ؛ و هموست كه بر كتاب تجارب الامم ابن مسكويه ذيلى نوشته است كه به « ذيل ابو شجاع » مشهور شده . - وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى ، ص 171 .